تبليغاتX
خانه ادریسیها 2 - این شعر یه خورده مناسبت داره با کاری که گوگل کرده. شاعرش یکی از رفقامه و شعر برگزیده ی اسفند86 سایت

خانه ادریسیها 2

می تونید زیر چلچراغش پاتون رو دراز کنید و حتی تخمه بشکنید. چه حالی می ده!

شعری از محمد رضا نامدارپور

یا زلیخا
یا گرگ
نه
اصلاً به ما نیامده
پیراهن بپوشیم !!





خلیج مجهول الهویه بود
و ما هر سه ، دو نفر بودیم
خلیج مجهول الهویه بود

دل به کارون زدیم و هر سه
دونفر بودیم :

یکی ما ، دو تا تو ...
... که دستاویز خوبی نبود

گیسوی باران زده ات
...

وقتی تمام شانه های شهر
جزر و مد گیسوان تو را کم دارند

بگذار به گل نشسته بمانیم
در آشوب خلیج گذشته

بگذار هر سه
دو نفر باشیم :

یکی ما ،
دو تا

تو ...!
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:0  توسط امیررضا  |